تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


     من معتقدم توی زندگی همه ما اينقدر دغدغه و نگراني هاي متفاوت وجود داره كه بهتره سعی کنیم بيشتر همدیگه رو خوشحال کنیم و در کنار هم خوش باشیم.

    در کنار دو هفته ای که برای آوا خانم جشن تولد برگزار کردم يكي از بزرگترين دغدغه هام مهدكودك رفتن دخترم بود. یک ماهی هست که پروژه مهد رفتن آوايم شروع شده و  اين مسئله برای من حتي از زمانيكه ميخواستم از شير بگيرمش سخت تر بوده. وقتي از شير گرفتمش باز هم توي آغوش خودم و در كنارم بود. ولي حالا مجبورم دخترم رو دور از چشمان و هوش و حواسم به ديگران بسپارم. هر چند كه آوا الان ديگه سه سالشه و در همه جاي دنيا اين سن بهترين زمان براي رفتن به مهدكودك هست، ولي بچه هر قدر هم بزرگ بشه باز هم براي مادر همون كودك وابسته باقي ميمونه.

    هنوز آوا خانم خیلی به مهدکودک عادت نکرده و من بیشتر از سه ساعت توی مهد نگهش نمی دارم. فقط به امید روزی هستم که با تمایل خودش به مهد بره و من هم سرکارم آرامش داشته باشم.  فكر كنم دوري آوا براي خودم سخت تره تا آوا. چون هر وقت بعد از مهد مي بينمش خدا رو شكر سرحاله و خيلي به من نمي چسبه.

    هميشه وقتي سر دو راهي وابستگي و استقلال آوا قرار مي گيرم و احساسات مادرانه ام بهم ميگن: حالا اگه آوا اين مرحله رو انجام نده چي ميشه؟! حرف مامانم بيادم مياد كه بارها بهم گفته:

    تربيت بچه از خود بچه عزيز تره ...

    چند تا  عکس از  تولد پنجشنبه شب هفته گذشته که به افتخار مامان بزرگ و بابا بزرگ های عزیز برگزار کردیم:

    كيك تولد

     

    آوا خانم،‌ رها خانم و آقا رادين

    راستين كوچولوي دوست داشتني

    آوا و هدايا


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : خانم ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر